معمولا در لحظه تحویل سال همگان سعی می کنند به خانه پدر و مادر خود بروند و این زمانی است که همه فرزندان و نوه ها گرد سفره جمع می شوند و این لحظات زیباترین لحظات برای بزرگان خانواده می باشد . معمولا جای نشستن بزرگ خانواده که عموما پدر بزرگ خانواده است مخصوص می باشد و کسی آنجا نمی نشیند . جای او درست روبه روی قرآن و آینه می باشد و به گونه ای است که به راحتی به قرآن سر سفره دسترسی داشته باشد .
دقایقی قبل از تحویل سال همه افراد در هر جا که باشند خود را به سر سفره می رسانند .
در قدیم تحویل سال را با نواختن دهل و یا با شلیک توپ خبر می دادند .
لحظات آخر به سختی طی می شود و همگان سرشار از هیجان هستند . گویی واقعا زمین می خواهد جابجا شود که در قدیم اعتقاد بر این بود که زمین بر شاخ گاوی قرار دارد و در شروع سال گاو زمین را از یک شاخ به شاخ دیگر خود می گذارد . خود گاو بر پشت لاک پشتی ایستاده و لاک پشت در دریا شناور است .
در این لحظه همه به هم نگاه می کنند و هیچکس را یارای صحبت نیست . این است که سکوتی سخت و تیره همه جا را فرا می گیرد و همگان در انتظاری خرد کننده به سر می برند . معمولا آیاتی از قرآن را می خوانند و قرآن به دست پدر خانواده قرار دارد و او نیز می خواند .
مستحب است که در موقع تحویل سال نو هفت آیه از قرآن که با سلام آغاز می شود را بخوانند .
با صدای توپ همگان به یکباره از جا می پرند و هلهله و شادی و سر و صدا جای سکوت را می گیرد . در این زمان ماهی در تنگ آب شروع به حرکت می کند و تخم مرغ بر روی آینه می لغزد . و همه می خوانند :
یا مقلب القلوب و الابصار ... یا مدبر اللیل و النهار ... یا محول الحول و الاحوال ... حول حالنا الی احسن الحال .
همگان منتظرند که اولین نفر سال نو را تبریک بگوید و این وظیفه معمولا به عهده بزرگ خانه است . و بعد همه یکدیگر را سخت در آغوش می کشند و می بوسند و رسم بوسیدن در همه جای ایران مرسوم است و پدر بزرگ قرآن را می گشاید و اولین عیدی را می دهد .
هدیه دادن از سنت های خوب ایرانی است که همیشه رایج بوده است .
کودکان عید را با دو چیز می شناسند ؛ یکی لباس نو و دیگری عیدی و در جمع کردن عیدی با هم رقابت می کنند و مدام آن را برای هم بازگو می کنند .
ابوریحان آداب هدیه دادن در میان ایرانیان را به سلیمان نبی منسوب کرده است .
در قدیم رسم بوده است که کوچکترها به بزرگترها هدیه می داده اندو بزرگترها این هدیه را در زمانهای دیگر جبران می کردند .
یکی از عیدی هایی که در همه جا مرسوم است عیدی داماد به مادرزن و پدرزن در سال نو است .
تخم مرغ رنگی یکی دیگر از عیدی هایی است که در همه جای ایران مرسوم است . تخم مرغها را با رنگهای گیاهی رنگ آمیزی می کنند .
رسم است که کوچکتر در عیدی دادن از بزرگتر سبقت نگیرد . ونباید ارزش آن از ارزش عیدی بزرگتر بیشتر باشد .
مهمترین کار در روز عید دید و بازدید است که بقیه مراسم این روز را تحت الشعاع خود قرار می دهد .
کوچکترها به دیدن بزرگترها می روند . معمولا دیدن باید از بزرگ به کوچک صورت بگیرد .
خیلی ها روز اول سال را به زیارت اهل قبور می روند . ولی بعضی ها معتقدند که باید آخرین پنجشنبه سال را به زیارت رفت .
« عیدور » - رسم است که اولین دیدار را از خانواده ای انجام دهند که در سال قبل عزیزی را از دست داده اند .
در بازدید از خانه نوعروس عیدی خاصی می برند که نوروزانه نام دارد .
آدمهای که هیچ وقت احتیاج به تنهایی ندارند ، معمولاً آدمهای کم مایه ایی هستند .
اگر بخواهند از پیغمبر اسلام مجسمه ایی بریزند ، باید در یک دستش کتاب باشد و در دست دیگرش شمشیر .
خدا برای تنهایی اش آدم را آفرید .
ایمان زاییده ای ایدوئولوژی ارزش دارد ، نه ایمان ارثی یا تقلیدی .
عشق می تواند جانشین همه نداشتن ها شود .
چه رنجی است لذتها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزار دهنده ای است تنها خوش بخت بودن .
وقتی که بود نمی دیدم . وقتی می خواند ، نمی شنیدم... وقتی دیدم که نبود... وقتی شنیدم که نخواند ... !
تنها دو جا است که هرکسی خودش است، بستر مرگ و سلول زندان .
هیچ گاه تنهایی و کتاب و قلم ، این سه روح و سه زندگی و سه دنیای مرا کسی از من نخواهد گرفت ... دیگر چه میخواهم ؟ آزادی چهارمین بود که به آن نرسیدم و آن را از من گرفتند .
هر کس به میزانی که به تنهایی نیاز دارد ، عظمت دارد و بی نیاز تر است .
من تنهایی را از آزادی بیش تر دوست دارم .
بد دردی است در انبوه خلق ، تنها بودن و در وطن خویش ، رنج غربت کشیدن.
وقتی یک روح از سطح زمان خویش بیش تر اوج میگیرد و از ظرف تحمل مردم زمان ، بیشتر رشد می کند ، تنها میشود.
من از میان همه ی نعمت های این جهان، آن چه را برگزیده ام و دوست میدارم، تنهایی است.
آدم ها همچون کوه ها همگی با همند و تنهایند .
در تمام عمرم جز تنهایی و تفکر و غم و عشق ، سرگرمی ای نداشته ام .
اگر تنها ترین تنها شوم، باز خدا هست . او جانشین همه ی نداشتن هاست .
من از سقف و نظم و تکرار گریزانم و سعادت خانوادگی تنها بر این سه پایه استوار است!!
تو هرچه می خواهی باشی باش ، اما ... آدم باش !!!
چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها است که به این مردم ، آسایش و خوش بختی بخشیده است !!!
دنیا به اندازه ای که مرا برای همیشه پر کند، ندارد .
مقلدها همیشه از اصلشان بیش تر افراط میکنند.
هر کس مظلوم است ، خودش ضالم را یاری کرده است .
همه بشرند ، اما بعضی ها انسان اند.
همیشه از آن جاهایی که غالباً هیچ کس انتظار بعثت یک روح، یک استعداد و یک نبوغ را ندارد، کسی می آمده و کاری میکرده و مسیر تاریخ را تغییر می داده .
در مملکتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد، هیچ حرفی را باور نکنید .
سرنوشت کار خودش را می کند و ما ابزار نا آگاه اوییم .
آنجا که سخن از حقیقت است ، بحث از واقعیت بی جاست .
دلهره زنده ماندن ، زندگی را از یاد میبرد .
هر کس آن چنان که در بیداری است ، خواب می بیند .
اگر پیاده هم شده سفر کن ، در ماندن می پوسی.
مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟ تا می توانی خر باش تا خوش باشی.
امروز گرسنگی فکر ، از گرسنگی نان فاجعه انگیزتر است .
پیش از آنکه بیندیشی تا چه بگویی؟ بیندیش که چه میگویم؟
برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن !
آدم وقتی فقیر می شه ، خوبی هاش هم حقیر می شه .
آنها که می دانند چگونه باید مرد، می دانستند که چگونه باید زیست ؟
همه بدبختی های ما ناشی از این است که نسل کهنه ی ما به تحجر مبتلا است و نسل جدید به هیچ و پوچ .
هر گز از ظلم ننالیده ام و از خصم نهراسیده ام و از شکست نومید نشده ام ، اما از این کلمه شوم "مصلحت" ، دلم را سخت به درد آورده بود .
هیچ کس دنیا را آن چنان که هست نمی بیند، بلکه هر کس دنیا را آن چنان که خودش هست می بیند.












.jpg)












